صنعت چاپ از جمله بزرگترين و مفيدترين اختراعات بشري
صنعت چاپ یکی از مهمترین و بزرگترين اختراعات بشري که شدیدا در زندگی روزمره مفید واقع شده است و وسيله انتقال افکار و عقاید بسياري از دانشمندان، علما، فلاسفه و هنرمندان براي تمامی مردم دنیا در طول زمان بوده است. چاپ به فنون و صنعت تکثير نقوش دو بعدي ( ارقام، حروف، خطوط ، اشکال و..) به وسيله انداختن اثر آنها به روي کاغذ و پارچه يا مواد ديگر گفته ميشود.
نخستين و بزرگترین گام در پيشرفت فن چاپ اختراع حروف قابل انتقال بود که به وسيله گوتنبرگ «زرگر با نبوغ آلماني» در قرن پانزده میلادی صورت گرفت و صنعت چاپ از سیستم چوبي به سیستم سربي تبديل يافت و کتاب انجيل اولين کتابي بود که توسط او حروفچيني و چاپ گرديد.اولین ماشین چاپ به وسیله یک فرد آلمانی به نام کویینینگ اختراع شد که به وسیله نیروی بخار کار می کرد. بعدا از مدتی او با کمک یک از دوستان خود ماشيني ساخت که روزنامة تايمز لندن را براي اولين بار با سرعت ۱۱۰۰ برگ در ساعت يعني ۴ برابر سريعتر از ماشين دستي به چاپ رساند . تاريخ چاپ به ا ستناد مدارک موجود به پنج قرن قبل از ميلاد يعني زمان هخامنشيان ميرسد.
نخستين بار صنعت چاپ در کشور چين رواج پیدا کرد و چيني ها زودتر از ساير کشورهای دنیا به اين صنعت پيبردند و کتاب چاپ کردند. اين صنعت، آموزش و تحقيق را که در انحصار گروهي خاص بوده براي همه مردم ممکن ساخت و بخصوص حاصل انديشههاي والاي علمي و فکري و ادبي کاتبان و قلمزنان را که به زحمت در يک يا چند نسخه محدود نوشته ميشده و به علت قلت نسخ آن هر دم با خطر نابودي مواجه ميگشت حفظ نمود و هم اين فن، سبب ابداع فنون و هنرهاي ديگر گرديد که به نحوي در رابطه با صنعت چاپ قرارداشته است. صنعت چاپ در روند زندگي آدمي و نيازمندهاي فرهنگي او به مانند نقش بهداشت و نقش هواست که حيات انساني بشر را وسعت و عمق بخشیده و در بهبود کيفيت زندگي و جهشهاي علمي و آگاهي او اثري مشهود و بيگفتگو داشته است.
پيدايش کاغذ دشواريهاي نگارش خط را بر روي سنگها و استخوان و پوست حيوانات و پوسته درختان و اشياي ديگر را از ميان برداشت و زمينه انتقال دانش را بين شهرها و کشورها به طريق نسخههاي خطي هموار کرد. بعدها اختراع چاپ در انتقال دانش سرعت فوقالعاده ايجاد کرد و تکامل و ظرافت و ارزاني خاص به کتاب بخشيد. قديمی ترين نسخ کتاب ها بر روي لوحهاي گلي در بينالنهرين و بعد از آن اوراق پاپيروسي در مصر که به هزاره سوم پيش از ميلاد مسيح ميرسد یافت شده اند. در سال ۱۰۵ ميلادي اختراع کاغذ در چين به وسيله «تسايلون» صورت گرفت . سومريان، بابليان، آشوريان و هيتيهاي قديم، چين باستان، يونان و روم باستان در تاليف کتاب در دنيا پيشقدم بودهاند. در ايران پيش از اسلام از لهراسب نامي که فردوسي نيز در کتاب شاهنامه بدان اشاره دارد به عنوان بنيانگذار خط فارسي نام برده شده است. اوستا شامل بيست و يک سوره است و هر سوره آن حدود دويست صفحه ميشود که کارنامه مقدس ايرانيان باستان و زرتشتيان از آن زمان تا به امروز به شمار ميرود که به صورت مکتوب بر روي چندين هزار پوست عرض شده است. تاريخ چاپ به استناد مدارک موجود به زمان هخامنشيان ميرسد که پنج قرن قبل از ميلاد بوده است. در آن دوره ها براي امضاي اسناد، مهرهايي بکار ميرفته که از جنس چوب بوده ، و به اعتباري ميتوان آنرا اولین نمونه چاپ یاد کرد که بعدها چاپ چوبي نام گرفت. اين روش در چين که مبدع آن بود بيش از کشورهاي اروپايي معمول بود بطوري که نمونه منقوش در صفحاتي از چوب، کندهکاري ميشدو نسخ متعددي از آن تکثير مييافت
. صنعت چاپ، نخستين بار در کشور چين رايج شد و چينيان زودتر از ساير ملل به این صنعت پي بردند و کتاب چاپ کردند . اين صنعت نخستين بار در زمان سلطنت فتحعليشاه قاجار از طريق اروپا به ايران راه يافت و به کوشش عباس ميرزا نايبالسلطنه چندتن از ايرانيان فن چاپ کردن را در اروپا آموختند و دستگاه چاپ حروفي (چاپ سربي) و چاپ سنگي را از اروپا به ايران آوردند. «ميراز صالح شيرازي» که ساختن مرکب چاپ و تهيه حروف چاپخانه و حکاکي را در لندن آموخته بود، چاپ و انتشار روزنامه و چاپخانه را در ايران آغاز و رواج داد،و در تبريز به همت ميرزا اسدالله نامي از اهالي فارس که در پي درخواست او در سن پترزبورگ صنعت چاپ را فراگرفته بود، قرآن مجيد را سرلوحه اولين کار چاپي خود قرار داد. چاپخانه در ايران تامدتها «باسمهخانه- يا بصمهخانه» گفته ميشود و بعدها به «مطبعه» تغيير نام يافت. بعدها عباس ميرزا به وسيله منوچهرخان گرجي معتمدالدوله و به همت ميرزا زينالعاليدين يک دستگاه ماشين چاپ سربي (چاپ بر جسته تيپوگرافي) از انگلستان خريداري کرد و «ميرزازينالعابدين معتمدي» متصدي آن شد و بعد از مدتي کتاب فتحنامه ميرزا عيسي قائم مقام فراهاني را که درباره فتوحات عباسميرزا با روسيان بود . در سال ۱۲۳۹ قمري، منوچهر خان معتمدالدوله چاپخانهاي در تهران داير کرد و بعدها کتاب روضهالمجاهدين معروف به مختارنامه را چاپ کرد که نخستين کتاب مصور چاپ سربي محسوب ميشد. پيش از آن حدود سال ۱۱۱۳ ه.ق. يکي از روحانيون ارمني به نام آسادر، چاپخانهاي در اصفهان وارد کرد که حروف آن چوبي بود، و همچنين در خلال همين سالها آسوريان نيز چاپخانهاي براي چاپ کتابهاي مذهبي خود در رضائيه داير کردند پس از چاپ سربي، چاپ سنگي به پيروي از کتابيهاي چاپ هندوستان که به سال ۱۲۲۵ه.ق. در کلکته آغاز شده بود در ايران رواج گرديد و نخستين چاپخانه سنگي در ايران در سال ۱۲۵۹ داير گرديد و کتاب معجم في آثار ملوکالعجم تاليف ميرزا عبدالله ابن فضلالله رابه چاپ رسانيد. کتاب گلستان سعدي، از مرغوبترين چاپ سنگي است که در سال ۱۲۶۸ در قطع خشتي در تهران چاپ شد. حواشي اين کتاب رابوتههايي از گل فراگرفته و مجالسي در ميان عبارات و متن چاپ خورده است. نخستين روزنامه ايران نيز به نام اخبار و وقايع، و روزنامه شرف با اين روش چاپ شده است. تذکر اين نکته لازم است که اختلاف نظرهاي مختلف در زمينه تاريخ چاپ در جهان وجود دارد و نيز در خصوص اينکه چه کسي اولین دفعه چاپخانه در ايران داير کرده و اولين مطبعه از نوع چاپ سربي يا چاپ سنگي بوده و دستگاه چاپ در کدام يک از شهرهاي ايران زودتر به کار افتاده، عقايد مختلف است. اختراع حروف قابل انتقال: نخستين گام بزرگ در پيشرفت فن چاپ، اختراع «حروف قابل انتقال» بود که به وسله گوتنبرگ «زرگر با نبوغ آلماني» درقرن پانزدهم صورت گرفت و صنعت چاپ ازمرحله چوبي به مرحله سربي تبديل يافت و انجيل مقدس اولين کتابي بود که توسط وي حروفچيني و طبع گرديد. اين صنعت به سرعت در آلمان و ايتاليا و پاريس و هلند و انگلستان و اسپانياي جديد رواج پيدا کرد. جوهانس ژنفليش گوتنبرگ (۱۴۰۰-۱۴۶۸)، اولين ماشين چاپ خودرا «ماشين فشارپيچي يا چرخي» نام گذاشت. اين ماشين ۷۰ تا ۱۰۰ برگ را در ساعت چاپ ميکرد و ماليدن مرکب در آن بوسيله دست انجام ميشد. به مرور زمان، وسايل و ادوات چاپ مجهز شدند و ماشينهاي لاستيکي و کائوچويي که از نوردها براي پخش مرکب برخوردار بودند جايگزين ماشينهاي چوبي و چرخي گرديد. نتيجتا با مرکب خوردن حروف توسط نوردهاي لاستيکي همزمان چاپ هم بر روي کاغذ ميسر گرديد. بعدها ماشينهاي کوچک پلاتيني به نام «مينرو» به وجودآمد و ماشينهاي افقي تکميل شد وبه عمودي تبديل يافت . در ماشينهاي عمودي، فرمهاي مختلف حروف چيده شده، در يک شاسي محکم شده، به طور عمودي به ماشين بسته ميشد. به تدريج کشورهايي نظير آلمان به ساختن انواع ماشينهاي مختلف چاپ مسطح و افست و غيره، پرداختند و بدين ترتيب «سرعت» در امر چاپ و توسعه ماشينآلات چاپخانه، موثر واقع شد. چنان که ماشينهاي بوبيني در اندازه نسبتا بزرگ مانند ماشينهاي روتاتيو که پشت وروي کاغذ را در يک زمان چاپ ميکرد، به وجودآمد و همچنين ماشينهايي که همزمان پشت وروي کاغذ را ۶رنگ ميزند، خشک ميکند، تا ميکند، و بالاخره قيچي ميکند و هر صد فرم آن راجدا نموده بيرون از خود هدايت ميکند. اين حرکت تامرحلهاي پيشرفت کرده که ساعتي ۱۵۵ هزار نتيجه داده است. تمام اين حرکتها در روي اين ماشين با ۶ کارگر به پايان ميرسد. چون فضا در پايتختهاي بزرگ که مرکز چاپ و نشر روزنامهها و مجلات است گران و پربها است اخيرا ماشينهاي چاپ روتاتيو را در چندين طبقه به روي هم سوار ميکنند و به جاي اينکه ماشينها از طريق افقي وفضايي را تسخير کنند، برجهاي چاپ را عمودي به روي هم سوار کرده در حداقل فضا بدون کم شدن از کيفيت چاپ ، نتيجه مطلوب حاصل شده است. صنعت چاپ در زمان حال پا به پاي علوم ارتباطات به دنبال پيشرفت تکنيک، سرعت، مواد و فضاي مورد نظر، لحظه به لحظه در حال تعقيب و تغيير است. کاربرد کامپيوتر تحولي حيرتانگيز دراين صنعت به وجودآورده است. استفاده از کامپيوتر در امر انتشارات به انتشارات روميزي Desktop publishing مصلح شده است به اعتبار اينکه هر مطلبي که بر روي صفحه نمايش در مقابل اپراتور ظاهر ميشود مانند ميزکار شخصي او در بردارنده کيه ابزار مورد نياز براي نشر ميباشد و به او توانايي کنترل و ايجاد حروف چاپي را ميدهد و اين امکان را به وجود ميآورد که همه کار حروفچيني اعم از اندازه حروف، شکل حروف چاپ تصاوير- صفحه بندي و ديگر امور، بدون متخصص گرافيک و تنها با يک سيستم کامپيوتر به ه مراه دستگاه چاپ ليزري يکجا و به ارزاني و سهولت در کنار او انجام ميگيرد.






